خانه / افغانستان / روایت رژیم نظامی پاکستان، در قاب افغانستان اینترنشنل

روایت رژیم نظامی پاکستان، در قاب افغانستان اینترنشنل

رسانه‌ها در جوامع بحران‌زده تنها نقش اطلاع‌رسانی ندارند؛ آن‌ها می‌توانند به ابزارهای جنگ روانی بدل شوند. در افغانستان، برجسته‌سازی روایت‌های بیرونی ـ به‌ویژه روایت پاکستان ـ نه‌تنها ذهنیت مخاطبان را شکل می‌دهد، بلکه پیامدهای ناگواری بر منافع ملی و تمامیت ارضی دارد.

کارشناسان به این باورند که برخی رسانه‌های فرامنطقه‌ای تحت نام افغانستان، در واقع پیام‌ها و اهداف استخباراتی کشورهایی را منتقل می‌کنند که آن‌ها را مدیریت می‌نمایند. آنان این روند را خصمانه و تهدیدی برای منافع ملی افغانستان می‌دانند زیرا بازتاب روایت پاکستان بیشترین آسیب را به مردم افغانستان وارد می‌کند. برخی از آنان هشدار می‌دهند که پاکستان از طریق شبکه‌ای پیچیده از رسانه‌های خارج‌نشین؛ همانند افغانستان انترنشنل، نهادها و برخی فعالان، یک ماشین جنگ روانی تمام‌عیار علیه افغانستان را تمویل می‌کند و این شبکه‌ها با میلیون‌ها دالر سرمایه گذاری روایت‌هایی را ترویج می‌کنند که هدف آن تضعیف حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و دامن‌زدن به تفرقه قومی درافغانستان است. آنان تاکید دارند، پاکستان و مهره هایش تلاش دارند افغانستان را به سرنوشت کشورهایی چون سوریه و سودان نزدیک ‌کنند.

با این حال، بررسی‌های آژانس خبری رویداد نشان می‌دهد که در پوشش رسانه‌ای افغانستان اینترنشنل، روایت‌های اهداف امنیتی و استخباراتی پاکستان به‌طور مکرر برجسته شده‌اند. تیترها و تصاویر این رسانه بیشتر بر «تنش‌های اطراف خط فرضی»، «حملات هوایی» و «درگیری‌های قومی» تمرکز دارند، در حالی که روایت ملی افغانستان و دیدگاه‌های داخلی کمتر بازتاب یافته‌اند. این نوع قاب‌بندی خبری، به‌طور غیرمستقیم مشروعیت‌بخشی به مداخلات نظامی و استخباراتی پاکستان در قبال افغانستان تلقی می‌شود و زمینه‌ساز بی‌اعتمادی عمومی نسبت به رسانه‌ها و تضعیف وحدت ملی است.

بر اساس بررسی‌های خبرگزاری رویداد، فعالیت‌های رسانه‌ای و پوشش‌های خبری افغانستان اینترنشنال اکثراٌ متمرکز به برجسته‌سازی روایت های نظامی و استخباراتی پاکستان بوده است. بعنوان نمونه، افغانستان انترنشنل، در ماه حوت ۱۴۰۴ بیشتر بر موضوعات امنیتی تمرکز داشته است. از ۳۶ خبر بررسی‌شده، ۱۴ خبر درباره حملات هوایی پاکستان، ۱۰ خبر درباره تنش‌های اطراف خط فرضی، ۶ خبر درباره مهاجران افغان، ۴ خبر درباره گروه‌های تروریستی و تنها ۲ خبر درباره تجارت بوده است.

روایت غالب این رسانه بر امنیت و منازعه متمرکز بوده و سایر موضوعات مشترک میان دو کشور در حوزه های تجاری، اقتصادی، دیپلوماسی، گفتگو، تفاهم، صحبت و راه‌حل‌ها در حاشیه قرار گرفته‌اند.

اما مهم‌تر از موضوع خبر، زاویه روایت آن است. تحلیل محتوا در این نمونه نشان می‌دهد که ۲۲ خبر از مجموع ۳۶ خبر، یعنی بیش از ۶۱ درصد مطالب، در چارچوب امنیتی و استخباراتی روایت شده‌اند. روایت انسانی ۲۵ درصد، روایت سیاسی ۸ درصد و روایت اقتصادی کمتر از ۶ درصد از مطالب را تشکیل می‌دهند.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که مخاطب بیشتر با مفاهیمی مانند تهدید، تروریزم، حملات نظامی و نگرانی‌های امنیتی مواجه می‌شود تا موضوعاتی مانند پیامدهای انسانی، حقوقی یا توسعه‌ای.

بررسی منافع برجسته‌شده در خبرها نیز نتایج قابل توجهی را نشان می‌دهد. در ۱۹ خبر، یعنی بیش از ۵۲ درصد مطالب، منافع، نگرانی‌ها، اهداف استخباراتی یا دیدگاه‌های رژیم نظامی پاکستان برجسته شده‌اند. در مقابل، منافع افغانستان تنها در ۱۰ خبر محور اصلی روایت بوده است. در هفت خبر نیز هر دو طرف همزمان بازتاب یافته‌اند.

در ادامه بررسی این نمونه، از میان ۳۶ خبر، در ۱۴ مورد منبع اصلی شفاف معرفی نشده و عباراتی چون «منابع معتبر» یا «منابع آگاه» به‌کار رفته است؛ بخشی نیز به نهادهای بین‌المللی، شهروندان و رسانه‌های دیگر مربوط می‌شود. در مقابل، مقام‌های پاکستانی در ۱۲ خبر و مقام‌های افغان در ۹ خبر منبع اصلی بوده‌اند. استفاده گسترده از منابع ناشناس، به‌ویژه در موضوعات امنیتی و حملات هوایی، ارزیابی مستقل ادعاها را برای مخاطب دشوار می‌سازد و بر اعتبار و توازن خبری اثر می‌گذارد.

اما این الگو در عمل چگونه بازتولید می‌شود؟

برای پاسخ به این پرسش، نمونه‌هایی از مطالب منتشرشده را مورد بررسی قرار دادیم. یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد که شبکه اینترنشنال به‌طور متوسط روزانه حدود پنج مطلب مرتبط به پاکستان منتشر می‌کند. برای دستیابی به نتیجه‌ای دقیق‌تر، نمونه‌هایی از مطالب این رسانه را در بازه‌های زمانی مختلف انتخاب و تحلیل کرده‌ایم.

در نمونه‌های بررسی‌شده، خبر «پاکستان دوشنبه‌شب ۹ هدف در افغانستان را بمباران کرد» بیشتر بر اهداف نظامی احتمالی تمرکز دارد؛ از دفاتر استخباراتی تا انبارهای مهمات. روایت اطلاعاتی، نظامی و استخباراتی بودن اهداف سهم بیشتری از خبر دارد. در حالی‌که شواهد، مستندسازی رسانه‌ها و حکایت‌های سازمان‌های بین‌المللی از کشته‌شدن صدها نفر افراد ملکی در یک مرکز درمان معتادان سخن گفته است. در نتیجه، روایت استخباراتی و امنیتی بر روایت انسانی غلبه کرده است.

در خبری با عنوان «ارتش پاکستان می‌گوید مهاجمی که در کراچی بازداشت شد افغان است»، تیتر و متن خبر بر اساس اظهارات ارتش پاکستان تنظیم شده است. در این خبر، ادعای ارتش پاکستان مبنی بر افغان بودن فرد بازداشت‌شده بدون ارائه دیدگاه یا واکنش مقام‌های افغان و بدون اشاره به شواهد مستقل بازتاب یافته است. این نوع پوشش خبری باعث می‌شود روایت یک طرف منازعه، بدون توازن لازم، در اختیار مخاطب قرار گیرد.

در گزارشی با عنوان «حملات پاکستان به افغانستان بدون محکومیت گسترده بین‌المللی ادامه دارد»، چارچوب اصلی خبر بر توضیح دلایل عدم محکومیت پاکستان از سوی جامعه جهانی و بازتاب نگرانی‌های امنیتی اسلام‌آباد استوار شده است.

در حالی که حملات هوایی پاکستان به خاک افغانستان از منظر حقوق بین‌الملل، موضوعی مرتبط با حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان نیز به شمار می‌رود، این بُعد در روایت خبر جایگاه پررنگی ندارد. در مقابل، بخش عمده گزارش به توجیه مواضع کشورهای مختلف و استدلال پاکستان درباره مقابله با تهدیدهای امنیتی اختصاص یافته است.

همچنین، مقام‌های افغانستان بارها حضور و فعالیت گروه‌های تروریستی در خاک کشور را رد کرده و حملات پاکستان را نقض حاکمیت ملی افغانستان دانسته‌اند. در عین حال، اکثریت چهره‌های سیاسی افغانستان نیز این حملات را نقض آشکار تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشور خوانده و تأکید کرده‌اند که راهکار نظامی، راه‌حل اختلافات نیست. به باور آنان، مسائل باید از طریق گفت‌وگو و راهکارهای مسالمت‌آمیز حل‌وفصل شود و پاکستان با پایان دادن به سیاست‌های چند دهه اخیر مبتنی بر خشونت، پالیسی‌های امنیتی و استخباراتی خود را در قبال افغانستان اصلاح کند.

از سوی دیگر، گزارش‌های منتشرشده درباره حملات هوایی پاکستان در موارد متعدد از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، حکایت دارد؛ موضوعی که در این گزارش اینترنشنال به حاشیه رانده شده و کمتر به‌عنوان محور اصلی روایت مورد توجه قرار گرفته است.

این نمونه نشان می‌دهد که روایت خبر، بیش از آن‌که بر پیامدهای حملات بر مردم افغانستان و اصل تجاوز به قلمرو کشور تمرکز کند، بر نگرانی‌های استخباراتی و امنیتی پاکستان و دلایل واکنش محتاطانه جامعه جهانی تأکید دارد.

در این نمونه، عنوان افغانستان اینترنشنال «انفجارهای ثانوی ادعای وجود انبار سلاح را تقویت می‌کند» روایت رژیم نظامی پاکستان را برجسته می‌کند، در حالی‌که گزارش اصلی بر تلفات غیرنظامیان و خطر تشدید جنگ تأکید دارد. نتیجه آن است که پیام امنیتی و استخباراتی بر ابعاد انسانی فاجعه غلبه می‌یابد.

در خبر دیگری با عنوان «مرکز ترک اعتیاد امید تحت کنترول وزارت داخله طالبان بود»، تمرکز روایت بر وابستگی اداری مرکز درمانی به وزارت داخله قرار گرفته است. در متن خبر بارها به موقعیت مرکز در نزدیکی تأسیسات نظامی و مدیریت آن توسط وزارت داخله اشاره می‌شود. این در حالی است که مسئله اصلی، یعنی کشته شدن شمار زیادی از افراد ملکی حاضر در مرکز، در حاشیه روایت قرار می‌گیرد. در اینجا نیز چارچوب استخباراتی و امنیتی بر چارچوب انسانی غلبه پیدا می‌کند.

نمونه دیگر مربوط به خبری است با عنوان: «پاکستان بار دیگر نسبت به افزایش تروریسم فرامرزی از خاک افغانستان هشدار داد.»

این خبر تقریباً به طور کامل بر اظهارات یک مقام پاکستانی استوار است. در متن خبر، اتهامات، نگرانی‌ها و هشدارهای امنیتی پاکستان به تفصیل بازتاب یافته‌اند، اما هیچ دیدگاه متقابل از سوی مقام‌های افغان یا منابع مستقل ارائه نمی‌شود. در نتیجه، مخاطب تنها با یک روایت مواجه می‌شود؛ روایتی که افغانستان را به عنوان منبع تهدیدهای امنیتی برای پاکستان معرفی می‌کند.

در خبری با عنوان «منابع دیپلوماتیک: شمار قربانیان حمله پاکستان به درمانگاه کابل ممکن است به صدها نفر برسد»، مهم‌ترین ادعای خبر بر اساس «منابع دیپلوماتیک» مطرح شده است؛ بدون آن‌که هویت یا وابستگی این منابع مشخص شود.

این نمونه نشان می‌دهد که در برخی از مطالب بررسی‌شده، اطلاعات کلیدی بر پایه منابع ناشناس یا بدون منبع مشخص منتشر شده‌اند. چنین رویکردی امکان راستی‌آزمایی مستقل اطلاعات را برای مخاطب محدود می‌کند و شفافیت خبری را کاهش می‌دهد.

با این حال، شماری از مسئولان و کارشناسان رسانه‌ای بر این باورند که بخشی از شبکه‌هایی که تحت نام افغانستان فعالیت می‌کنند، در حقیقت حامل پیام‌های استخباراتی و اهداف سیاسی کشورهایی‌اند که آن‌ها را مدیریت می‌نمایند؛ پیام‌هایی که گاه خصمانه بوده و منافع ملی افغانستان را تهدید می‌کنند.

عبدالقدیم ویار، رییس نهاد حمایت از رسانه‌ها و خبرنگاران افغان، تأکید دارد که رسانه‌ها و ژورنالیستان اصولاً و اخلاقاً مکلف‌اند منافع ملی، اولویت‌های ملی و مصلحت‌های ملی را در گزارش‌ها و نشرات خود مدنظر داشته باشند. «اصولا و اخلاقا تمامی رسانه‌ها و ژورنالیستان مکلف اند منافع ملی، اولویت‌های ملی و مصلحت‌های ملی را در گزارش‌ها، برنامه‌ها و خبرهای خود مدنظر داشته باشند. متأسفانه برخی خبرنگاران و شماری از کارمندان رسانه‌ها از اصول ژورنالیزم، معیارهای اخلاقی و قوانین و مقررات موجود افغانستان به‌طور کامل آگاهی ندارند و یا به قوانین افغانستان خود را متعهد نمی دانند، حد اقل در کشور دیگری که اقامت دارند قوانین، اصول و ارزش‌های فرهنگی آن کشور را رعایت کنند.»

او هشدار می‌دهد که بی‌توجهی برخی خبرنگاران به قوانین و معیارهای اخلاقی افغانستان، یا عدم پایبندی به اصول بین‌المللی ژورنالیزم، می‌تواند زمینه‌ساز نشرات غیرمسئولانه، تحریک احساسات مردم و حتی ایجاد دشمنی میان کشورها گردد. «همچنان لازم است که اصول و کُدهای اخلاقی بین‌المللی ژورنالیزم به‌طور جدی مراعات گردد تا در نشرات، اعمال غیرمسئولانه یا تحریک احساسات مردم صورت نه‌گیرد و سبب دشمنی میان کشورها نشود.»

عزت‌الله اکبری وردک، رئیس دیدبان حقوق بشر و رسانه‌ها، با انتقاد از شیوه کار افغانستان انترنشنل تأکید دارد که این رسانه بیشتر از منابع دروغین استفاده می‌کند و خبرهایی را نشر می‌دهد که نه تنها با معیارهای خبرنگاری همخوانی ندارند، بلکه در بسیاری موارد ضد منافع ملی و مردم افغانستان‌اند. «افغانستان اینترنشنال بیشتر خبرهایش را از منابع دروغین می‌گیرد. حتی ویدیوهایی را نشر می‌کند که یک نفر با تیلفون خود گرفته، در حالی که اصلاً معلوم نیست موضوع چیست، چه جنجالی رخ داده یا چرا مثلاً دو نفر با هم درگیر شده‌ لت‌وکوب می‌شوند. بدون این‌که حقیقت ماجرا روشن باشد، ادعا می‌کنند که فلان اداره این کار را کرده است. بیشتر منابع و خبرهایشان بر اساس عقده و غرض‌ورزی است. اصول و اخلاق ژورنالیزم چنین چیزی را ایجاب نمی‌کند. در کل می‌توانم بگویم که خبرهای افغانستان اینترنشنال اصلاً با معیارهای خبرنگاری برابر نیست، یا خودشان نمی‌خواهند که برابر باشد. بیشتر از منابع دروغین استفاده می‌کنند و بسیاری از خبرهایی که نشر می‌کنند، برخلاف منافع ملی و به زیان مردم افغانستان است.»

زلمی افغانیار پوپل، کارشناس مسایل سیاسی در این مورد می گوید: «متأسفانه بعضی از شبکه‌های خبری فرامنطقه‌ای که تحت نام افغانستان فعالیت می‌کنند، برای آن‌ها موضوعات استخباراتی و امنیتی محور بحث است. در چهار سال و ده ماه گذشته ملت افغانستان شاهد است که اخباری را که به دست نشر می‌سپارند بر مبنای حقایق نیست، خصمانه است و در بعضی از مواقع منافع ملی افغانستان را به خطر مواجه می‌کند. در شرایط فعلی ملت افغانستان خوب و بد موضوعات داخلی را کدام شبکه رونما می‌سازد خوب می‌فهمد و می دانند که آیا بر مبنای حقایق است یا خصمانه.»

استادان حوزه رسانه بر این باورند که منافع ملی باید در اولویت فعالیت‌های رسانه‌ای قرار داشته باشد. به باور آنان، رسانه‌ها باید رویدادها و تحولات را به گونه‌ای پوشش دهند که در راستای تأمین منافع ملی، تقویت وحدت ملی و حفظ مصالح کشور باشد.

اجمل سایس، استاد ژورنالیزم دانشگاه پروان: «اساسا وظیفه رسانه این است که رویدادها و قضایایی که در محیط اش و یا در ساحات که تحت پوشش است، وقتی رخ می‌دهد آن را به شکل کاملا بی طرفانه و با توجه به نیاز مندی مردم و اهمیت که این پدیده دارد باید منعکس کند. در آنجا باید پالسی را دخیل نسازد، آنچه که منافع گروه‌ها، احزاب و جهت‌های مختلف است آن را باید در نظر نگیرد و به شکل صادقانه و مخلصانه باید در این زمینه عمل بکند. این کار باعث می‌شود که اعتماد مردم در رابطه به رسانه‌ها بیشتر شود و آنچه رسانه هست به آن شکل برایش جایگاه تعریف شود.»

تمیم عاصی، معین پیشین وزارت دفاع در صفحات اجتماعی خود نوشته است: «‏پاکستان از طریق یک شبکه پیچیده‌یی از رسانه‌های خارج از کشور، انجو بازان، به اصطلاح فعالین حقوق‌ زنان و حداقل دو نمایندگی سیاسی افغانستان، یک ماشین جنگ روانی را تمویل می‌کند. این شبکه و افراد در مقابل چندین میلیون دالر، سهمیه ویزای پاکستان، سفر خرچ‌ها به پایتخت‌های اروپایی، مهمان‌خانه و دفاتر در دو شهر پاکستان، یک جنگ روانی تمام عیار را علیه حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان به راه انداخته اند. متاسفانه یک تعداد جبهات به روایت‌های تجزیه افغانستان، تفرقه قومی و بدنامی افغانستان در محافل خارجی دامن می‌زنند که هدف جنگ داخلی سوریه و سودان سازی افغانستان است. به دامن استخبارات خارجی علیه خاک خود نباید بایستیم. خیانت ملی است.»

این  بررسی  نشان می‌دهد که افغانستان اینترنشنل در پوشش رویدادهای مرتبط با افغانستان و پاکستان، بیشتر از زاویه امنیتی، اطلاعاتی، استخباراتی و تهدید به موضوعات نگاه کرده و در این چارچوب، نگرانی‌ها و روایت‌های پاکستان برجسته‌تر از واقعیت‌های میدانی و دیدگاه‌های ملی افغانستان بازتاب یافته‌اند. این رویکرد رسانه‌ای، با تمرکز بر تیترها و تصاویر مرتبط با تنش‌های اطراف خط فرضی دیورند، حملات هوایی و درگیری‌های قومی، به‌طور غیرمستقیم مشروعیت‌بخشی به اهداف استخباراتی پاکستان در قبال افغانستان تلقی می‌شود.

در حالیکه افغانستان در طول بیش از ۴۵ سال قربانی تعرضات مستقیم و غیرمستقیم پاکستان بوده است؛ در این مدت هزاران انسان بی‌گناه قربانی جنگ‌ها، حملات و سیاست‌های مداخله‌گرانه شده‌اند. نادیده گرفتن این قربانیان و بی‌عدالتی‌ها از سوی رسانه‌ها نقض آشکار اصول حقوق بشر و اخلاق ژورنالیزم است. به باور کارشناسان، پالیسی و محتویات خبری افغانستان انترنشنال، به جای بازتاب واقع‌بینانه مسائل، با ترویج روایت‌های کاذب و غیرمسلکی به ابزار جنگ روانی پاکستان بدل شده و روایت‌های تحریف‌شده پاکستان را برجسته می‌سازد. این رویکرد نه تنها قربانیان را نادیده می‌گیرد، بلکه مشروعیت ادعاهای انسانی و حقوقی مردم افغانستان را زیر سؤال می‌برد و نیز به تداوم بی‌عدالتی‌ها کمک می‌کند.

در نتیجه، گزارش تأکید می‌کند که رسانه‌های تحت نام افغانستان باید با مسئولیت‌پذیری بیشتر، روایت‌های ملی کشور را برجسته سازند تا از تبدیل شدن به ابزار جنگ روانی جلوگیری کرده و نقش واقعی خود را در تقویت اعتماد عمومی و پاسداری از منافع ملی ایفا کنند.

درباره Eltaf Amiri

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

x

شاید بپسندید

از قاچاق ۱۶ موتر مواد خوراکی و غیرخوراکی در هلمند جلوگیری شد

اردوی ۲۱۵ عزم خبر داده است که نیروهای لوا دوم سرحدی محمدی ...